تبلیغات
سیاه مشق های من - Source Code
 
سیاه مشق های من
قلم بر صفحه میسایم تا که جان گیرند سیاه مشق های من!!!
درباره وبلاگ


سلام. عرض ادب و خوشامد خدمت شما دوست عزیزی که لطف کردید و به وبلاگ بنده سر زدید. امیدوارم که مطالب مورد توجه شما قرار گرفته باشن. خوشحال میشم با نظرات سازنده و راهنمایی های خوب خودتون من رو در نوشتن مطالب بهتر و مفید تر یاری کنید.
یا حق

مدیر وبلاگ : امیرحسین
نویسندگان
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : امیرحسین


تصور کنین یه طوری بتونین حادثه ای رو که چند ساعت پیش اتفاق افتاده رو بدون اینکه اونجا حضور داشته باشین از دید افرادی که توی حادثه بودن بازبینی کنین تا از یه حادثه مشابه که قراره اتفاق بیافته جلوگیری کنید. خیلی باحال میشه، نه؟ موضوع فیلم Source Code دقیقا همینه!!!! فیلمی که میشه گفت حسابی آدم رو گیج می کنه و آخرش هم با یه حرکت این گیجی رو تا منتها الیه پیش می بره.
داستان فیلم جالبه اما نوع روایت طوریه که اولش هیچی نمی فهمین بعد یواش یواش همراه با کاراکتر اصلی داستان موضوع رو درک می کنید و آخر سر قبول می کنید که یه همچین چیزی اتفاق می افته اما چیزی که جالبه تلاش کاراکتر اصلی فیلم برای برقراری ارتباط از یه دنیای مجازی با دنیای واقعی و در واقع بهتر بگم تلاش برای فرستادن پیام هایی از داخل یک نوع رویا یا تصور ذهنی به دنیای واقعیه و اتفاقی که آخر فیلم شما رو حسابی گیج می کنه اینه که بالاخره موفق میشه و پیامی که فرستاده بوده به دست یک آدم توی دنیای واقعی می رسه!!!!
برای کسایی که موضوعات علمی تخیلی رو دوست دارن این فیلم میتونه جذابیت های خاصی داشته باشه. به همه توصیه می کنم فیلم رو ببینن که ارزش یک بار دیدن رو داره.




نوع مطلب : هنری، 
برچسب ها : Source Code، فیلم علمی تخیلی، دنیای مجازی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مرداد 1390 12:04 ق.ظ
نه بابا! ای کاش فیلم به همین جا راضی می شد، آخرش میاد یه مسئله ای رو مطرح می کنه که خودش هم توش می مونه.
ببین پسره برمیگرده توی ایمیله برای اپراتوره اینجوری می نویسه:
لیلا صبح زود با لباس خواب و یه شنل از خواب پا میشه... امروز خبر یه حمله تروریستی ناموفق رو می شنوی که در اصل تو و من جلوی این حمله رو می گیریم.
این دقیقا برگشته به زمان قبل از حمله تروریستی یعنی به گذشته. اون یارو درک فراست هم نشسته توی دفتر رئیسه که داره تازه دستورات توطئه رو ازش می گیره.
امیرحسین پس حالا واجب شد خودم فیلم رو دوباره ببینم D:
سه شنبه 18 مرداد 1390 07:50 ب.ظ
من همه چیزش رو متوجه شدم الا اون فلش بکی که به صبح حادثه می خوره. حالا کاری به رسیدن پیام ندارم ولی چرا پیام به گذشته ارسال میشه؟! یه بمب منفجر شده و دیگه زمان برنمی گرده که این بابا بخواد جلوی کل قضیه رو بگیره!
به نظرم آخرش رو خراب کرد.
امیرحسین نه دیگه نگرفتی. یارو رو دیدی تو دستگاه؟ با اون دستگاه به صورت ذهنی برش می گردوندن به گذشته یعنی دقیقا به 8 دقیقه قبل از حادثه که ببینه کی بمب رو کار گذاشته. پیامی هم که داد به گذشته ارسال نشد دقیقا بعد از اینکه دستگاه رو خاموش کردن و مرد رسید به دستشون!!!! قرار هم نبود جلوی چیزی گرفته بشه که کلا قرار بود بمب گذار پیدا بشه که شد!!!! فکر کنم باید یه بار دیگه نگاه کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Design : LearningBet