تبلیغات
سیاه مشق های من - دنیای نویسنده
 
سیاه مشق های من
قلم بر صفحه میسایم تا که جان گیرند سیاه مشق های من!!!
درباره وبلاگ


سلام. عرض ادب و خوشامد خدمت شما دوست عزیزی که لطف کردید و به وبلاگ بنده سر زدید. امیدوارم که مطالب مورد توجه شما قرار گرفته باشن. خوشحال میشم با نظرات سازنده و راهنمایی های خوب خودتون من رو در نوشتن مطالب بهتر و مفید تر یاری کنید.
یا حق

مدیر وبلاگ : امیرحسین
نویسندگان
چهارشنبه 6 دی 1391 :: نویسنده : امیرحسین



وقتی دلت بخواد بنویسی ولی سوژه ای واسه نوشتن نداشته باشی خیلی عذاب آوره. انگار از اون دنیایی که دوستش داری، دنیایی که خودت خلقش میکنی، انداختنت بیرون. گاهی انقدر درگیر روزمرگی ها میشی که یادت میره یه نگاهی به دور و برت کنی و ببینی چیز جدیدی تو این دنبای اطرافت دیده میشه که ارزش نوشتن داشته باشه؟ هر چیزی مثل یه آدم، یه تبلیغ دیواری، یه خیابون یا ...
بعضی اوقات انقدر توی دنیا و درگیری هاش غرق میشی که بارها از یک خیابون میگذری اما مغازه بزرگ و جدیدی که باز شده رو نمیبینی یا تبلیغ سردر سینما که داره یه فیلم جدید رو نشون میده، چه برسه به اینکه وقت بذاری و بری سینما فیلم ببینی!!!
بدترین زمان هم اون زمانی هستش که همه اش با ماشین خودت این طرف و اون طرف بری. اونقدر حواست به رانندگیته که اصلا نمیتونی چشم بگردونی و دور و برت رو نگاه کنی. اما وقتی بعد از مدت ها سوار اتوبوس میشی،‌هدفون هات رو تو گوشت میذاری و آهنگ مورد علاقه ات رو پخش میکنی، بعد با خیال راهت به دور و برت نگاه میندازی، تازه انگار برت گردوندن تو همون دنیایی که بهش تعلق داری. دنیایی که خودت خلق میکنی!!!




نوع مطلب :
برچسب ها : نوشتن، سوژه، دنیای نویسندگی،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 فروردین 1392 09:16 ب.ظ
بی بلا...

تو

بهار

من را

شکوفه باران کن...
امیرحسین ممنونم
پنجشنبه 1 فروردین 1392 09:06 ب.ظ
سلام

تولدت مبارکـ

بهار اومدی

بهاری هم بمون...

امیرحسین سلام. ممنون. چشم تمام سعیم رو میکنم
چهارشنبه 16 اسفند 1391 10:28 ب.ظ
نه اینطوریا هم نیست...

خیلی شدت داره این فکر...

+ سپاس
امیرحسین کدوم فکر خیلی شدت داره؟!
جمعه 11 اسفند 1391 04:12 ب.ظ
کار ماهی ها اما چیزی نیست جز توجه به اطراف . . .
امیرحسین ممنونم بابت کامنت و خوندن مطلب
سه شنبه 1 اسفند 1391 05:28 ب.ظ
bazi vaghtaam enghad gharghe 2nyaye atrafet mishi ke motavajehe par par sssshodane ehsasaye atrafet nemishiiiiiiiiiiiii!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه 1 اسفند 1391 05:28 ب.ظ
bazi vaghtaam enghad gharghe 2nyaye atrafet mishi ke motavajehe par par sssshodane ehsasaye atrafet nemishiiiiiiiiiiiii!!!!!!!!!!!!!!!
امیرحسین کاملا متوجه نشدم حرفتون رو ولی اونقدر میدونم که وقتی همه حواست به دنیای اطرافت باشه، تمام چیزی که حس میکنی، احساس های اطرافته!
یکشنبه 29 بهمن 1391 01:26 ق.ظ
آخ... من هم نمیتونم بنویسم... به هرچیزی که نگاه میکنم... لغات همین جوری میاد تو ذهنم... جمله ها شکل میگیره... احساس میکنم میتونم در مورد کوچکترین چیز ها بلند ترین قصه ها رو بنویسم... اما همینکه میام در مورد یکیش بنویسم... به پوچی میرسم! انگار هیچی تو مخم نیست!!! خیلی عذاب آوره... مخصوصا واسه یه آدم درونگرایی که فقط با نوشتن می تونه خودش رو تخلیه کنه... وقتی نمیتونه بنویسه!!!
امیرحسین اینکه نتونی موضوع مورد نظرت رو پرورش بدی واقعا عذاب آوره!!!
چهارشنبه 6 دی 1391 06:20 ب.ظ
آره واقعا!!!!
امیرحسین خدا رو شکر گویا اون عجز و لابه ها واسه مردن تاثیر نکرده روتون. ممنون که سر زدین دوباره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Design : LearningBet