تبلیغات
سیاه مشق های من - در رسای مهندس جان!!!!!
 
سیاه مشق های من
قلم بر صفحه میسایم تا که جان گیرند سیاه مشق های من!!!
درباره وبلاگ


سلام. عرض ادب و خوشامد خدمت شما دوست عزیزی که لطف کردید و به وبلاگ بنده سر زدید. امیدوارم که مطالب مورد توجه شما قرار گرفته باشن. خوشحال میشم با نظرات سازنده و راهنمایی های خوب خودتون من رو در نوشتن مطالب بهتر و مفید تر یاری کنید.
یا حق

مدیر وبلاگ : امیرحسین
نویسندگان
شنبه 21 اسفند 1389 :: نویسنده : امیرحسین
چند روز پیش (دقیقا چهارشنبه هفته گذشته) وقتی رفتیم سر کلاس آزمایشگاه ریخته گری متوجه شدیم که یه چیزی به نظر غیر عادی و کمه!!! و اون چیز نبود بلکه یک آدم بود.
بله تکنسین آزمایشگاه نبود. تعجب برانگیز بود چون این تکنسینی که می گم آدمی نبود که بپیچونه و سر کار نیاد و همین که بپیچون نبود آخر سر گریبان خودش رو هم گرفت. از تکنسین های دیگه جویا شدیم که فلانی کجاست؟ گفتند که حراست بردش!!!!!!!!
گفتیم یعنی چی؟ جواب دادن این بنده خدا مجوز تدریس نداره و فقط تکنسینه و برای همین وقتی استاد سر کلاس نباشه حق نداره درس رو برای بچه ها توضیح بده. قبلا هم یه بار سر همین موضوع ازش تعهد گرفته شده و این بار دیگه حراست اومد و بردش!!!!!
همه بچه ها ناراحت شده بودن چون با اینکه خیلی این بنده خدا رو اذیت می کردن و خیلی اوقات سرکارش میگذاشتن و اذیتش می کردن، اما می تونم بگم که کسی نبود اونجا که دوسش نداشته باشه و از اینکه یه همچین مشکلی براش پیش اومده ناراحت نشده باشه!!!!
از تکنسین ها جریان رو جویا شدیم. گفتن روز قبلش یکی از استادا میاد سر کلاس و بعد از توضیحات کلاس رو می سپره به این بنده خدا و میره! حالا کی گزارش داده بوده به حراست که این بنده خدا داره کلاس رو اداره می کنه نمی دونیم اما واقعا آدم بی وجدانی بوده که شب عیدی نون این بنده خدا رو آجر کرده!!!! بگذریم خلاصه یک نفر به حراست گزارش داده بوده و حراست هم 10 دقیقه مونده بوده که کلاس تموم بشه تشریف میاره و این بنده خدا رو با خودش میبره!!! تکنسین ها گفتن به استاد مربوط گفتیم برو ازش دفاع کن که جوابی که استاد داده واقعا عجیب و تامل برانگیزه!!! جناب استاد فرمودن که این مسائل به من ربطی نداره!!!!! و دخالت نمی کنم.
دیگه هر چی سعی کردیم از زیر زبون تکنسین ها بکشیم که استاد کی بوده نگفتن!!! ساعات بعدی داخل دانشکده و کلاس ها هر جا بچه ها رو می دیدیم به هم می گفتیم که فهمیدی فلانی رو حراست برده؟ و اینطوری بود که موضوع تو گروه پیچید!!!
بعدا که بحث می کردیم سر این موضوع یکی از بچه ها گفت آره فلانی رو سر کلاس ما بردن!!!! گفتیم خوب تعریف کن چه کلاسی بوده و با کدوم استاد بوده. اونم تعریف کرد. کاشف به عمل اومد که جناب حضرت استاد از اساتیدی هستند که تو این ترم تازه به دانشگاه ما اومدن و ترم اول تدریسشونه و از اونجایی که ترس برشون داشته که نکنه به ایشون گیر بدن که چرا کلاس رو با توجه به قوانین به تکنسین آزمایشگاه سپرده و از محل کلاس خارج شده، فرمودن که نمی رن از این بنده خدا دفاع کنند و پیش خودشون هم نگفتن که گناه این بنده خدا چیه که از سر مسئولیت پذیری و احترامی که به اساتید می گذاره به خاطر ندونم کاری ایشون باید شب عیدی از کارش تعلیق بشه! آخه بابا استاد! بابا فهیم!! روشنفکر!!! تحصیلکرده!!!! نخبه!!!!! یکم وجدان داشته باش! حداقل مرد باش و برو مسئولیت اشتباهت رو قبول کن!
اگه واقعا برات مهمه که موقعیت شغلیت به خطر نیفته یکم به فکر این بنده خدا هم باش که ما دانشجوها می دونیم که اگر قرار باشه عدالت برقرار بشه باید نصف حقوق امثال شما رو بدن بهش که جور همه کم کاری ها و عدم دانش شما رو اون داره می کشه!!!
امیدوارم که مهندس زودتر برگرده سر کارش که ما با اینکه اذیتش می کنیم ولی دوستش داریم!!!!





نوع مطلب : دانشجویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 01:21 ق.ظ
ازین نامردیا زیاده تو دنیا، هرکس به فکر نجات خودش... :-(
این نیز بگذرد
اما روزی تو یه دنیای دیگه همه جوابگو میشن.
امیرحسین بله درست می گین. ممنون بابت نظرتون
یکشنبه 22 اسفند 1389 10:46 ق.ظ
هفته پیش اصلا نتونستیم بخندیم.
خودش هم عید کوفت اش شد.
امیرحسین آره خداییش!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Design : LearningBet